الگوی مصرف کلان در جامعه اسلامی-بخش سوم
نويسنده:
سيد جعفر فاطمي نوش آبادي
براساس آموزههاي اسلام، هر مسلمان، درآمد خود را بين مصرف، سرمايهگذاري و انفاق تقسيم ميكند (حسینی، 1379: ص 149 ـ 165؛ میرمعزّی، 1381: ص 77 ـ 81)؛ بنابراين، تخصيص درآمد مسلمان را ميتوان با اتحاد ذيل بيان كرد
*
*
:
(1)
در اين اتحاد
C
، مخارج مصرفي،
IF
بخشي از درآمد است كه جهت سرمایهگذاری عرضه میشود كه به آن وجوه آماده سرمايه گذاري ميگوييم و
R
بخش ديگري از درآمد است كه در راه خدا صرف ميشود.
اولويت تخصيص درآمد به هر يك از سه مورد پيشگفته با تبيين حدود مصرف و سرمايهگذاري و انفاق روشن خواهد شد. از آيات و روايات چنين استفاده ميشود كه بر هر مسلمان واجب است مخارج زندگي خود را در حد ضرورت و افراد تحت تكفلش را در حدّ كفاف تأمين كند
*
**
و اگر نتواند چنين كند، فقير است و ميتواند از وجوه شرعي (خمس و زكات) استفاده كند. همچنين بر عهدة دولت است كه كمبود او را جبران، فقر را از او رفع كند (شهید صدر،
1350: ص 697 - 705
).
بهطور منطقي ميتوان نتيجه گرفت كه سرمايهگذاري جهت بهدست آوردن درآمدي كه مخارج زندگي را در حدّ كفاف تأمين كند نيز واجب است، و در صورتي كه فرد نتواند درآمدي در اين حدّ بهدست آورد، دولت بايد به او كمك كند. بر اين اساس، مصرف در حدّ كفاف كه آن را با
از سويي، توسعة زندگي تا جايي كه به حدّ اسراف نرسد، مستحب است؛ بنابراين، اگر درآمد لازم براي تأمين
عوامل مؤثر بر تخصيص درآمد فرد به دو دسته عوامل كمّي و عوامل كيفي قابل تقسيمند. عوامل کمی عبارتند از مازاد درآمد پس از کسر مصرف و سرمایهگذاری واجب (
(2)
(4)
در این توابع
درآمد فرد با هر يك از اقلام مصرف، سرمایهگذاری و انفاق رابطة مستقيم دارد. با اين حال، در هر مورد از موارد تخصيص، اين رابطه داراي ويژگيهاي خاصّي است. در زمينه هزينههاي مصرفي در مراحل ابتدايي تا رسيدن به حدّ كفاف (
(5) اگر
(6) اگر
(7) اگر
در مورد انفاق در راه خدا، برعكس اين روند وجود دارد. قبل از حدّ كفاف، فرد هيچگونه انفاقي نميكند؛ پس از آن، ميل نهايي به انفاق فزوني ميگيرد و در حدّ اسراف كه ميل نهايي به مصرف صفر ميشود، ميل نهايي به انفاق بيشتر افزايش مييابد. در هزينههاي سرمايهگذاري نيز رابطة مزبور همين روند را دارد؛ يعني پيش از حدّ واجب از مصرف و سرمايهگذاري
افزايش نرخ سود سرمايهگذاري
(8) اگر
و
هرچه تعداد فقیران در جامعه بیشتر باشد، افرادي كه در آمدي بيشتر از
Y
1
دارند، ميكوشند مازاد درآمد خود را صرف بهبود وضع فقيران كنند؛ از اينرو
C
و
IF
كاهش، و
R
افزايش مييابد؛ بنابراين:
(9) اگر
انسانشناسي اسلامی فلسفة اين امر را بيان میکند. خدا مالكي و امانتدار بودن و جانشيني انسان اقتضا دارد كه انسان، افعال و اموالش همه از آن خدا باشد و اموال در دست انسان امانتي باشد كه در چگونگي صرف آن مسؤول است. انسان در برابر خداوند و حدودي كه او براي صرف اموال معيّن فرموده مسؤول است و رعايت فقيران جامعه و تأمين آنها وظيفهاي است كه خداوند متعالي بر دوش دولت و ثروتمندان از مردم نهاده است.
دربارة مفهوم نياز و تفاوت آن با خواستهها و اميال، مطالب جالب و مهمّي از ديدگاه اقتصاد خُرد وجود دارد كه به آن نميپردازيم (سيزده انديشمند و اقتصاددان مسلمان، 1375: ص 5، 38 و 39). اينجا فقط اين نكته را بيان ميكنيم كه نياز، امري نسبي، و با توجه به ويژگيهاي افراد و مكانها و زمانها متفاوت است. با اين حال، نيازهاي انسان در سه سطح قابل تأمين است:
أ. سطح ضرورت:
در اين سطح، چيزهايي كه انسان براي بقاي حياتش به آنها نيازمند است، تأمين ميشود؛
ب. سطح كفاف:
در اين سطح، چيزهايي كه انسان براي زندگي در حدّ متوسط جامعه به آنها نياز دارد، تأمين ميشود؛
ج. سطح توسعه:
در اين سطح، چيزهايي كه انسان براي زندگي مرفّه و در عين حال غيرمسرفانه به آنها نياز دارد، فراهم ميآيد.
با توجه به اينكه انسان چه ويژگيهاي فيزيكي، روحي و موقعيتي داشته باشد و بخواهد در چه سطحي نيازهاي خود را تأمين كند، نيازها شدّت و ضعف مييابند. هرچه نيازهاي انسان بيشتر باشد، سهم بيشتري از درآمد خود را مصرف ميكند و سهم كمتري به عرضة وجوه در بازار سرماية نقدي و بازار ثواب اختصاص خواهد داد (ميرمعزّي، 1378: ص 94 ـ 102؛ حسيني، 1379: ص 167 ـ 172)؛ بنابراین:
(10) اگر
*
*
در این مدل برای سهولت فرض میشود هیچگونه مالیات اسلامی یا دولتی وجود ندارد.
*
**
حد ضرورت، حدّي است كه نيازهاي حياتي فرد تأمين شود و حد كفاف حدّي است كه در آن، نيازهاي معقول زندگي با توجه به شأن و موقعيت اجتماعي فرد تأمين شود
(ر.ك: ميرمعزّي، 1378: ص 90 ـ 102).
*
گرچه در آموزههای اسلامی حد اسراف برای یک کالا تعریف شده است؛ با بهدست آوردن حد اسراف کالاهای مصرفی یک فرد میتوان حد اسراف را برای سطح مصرف فرد نیز برآورد کرد.
ج. حوزههاي اصلي تخصيص درآمد و اولويتها
د. عوامل مؤثر بر تخصيص درآمد فرد
عوامل كمّي مؤثر بر تخصيص درآمد فر
د
يك. درآمد فرد
دو. نرخ سود سرمايهگذاري
سه
.
نسبت تعداد فقيران
(Np)
به كلّ جمعيت
(NG)
عوامل كيفي مؤثر بر تخصيص درآمد فرد
يك. نياز


اصلاح الگوي مصرف در كلام رهبري